امشب از چه بنویسم؟
امشب که سقف بی ستاره ی اتاقم بر سرم سنگینی می کند،
مانده ام که از چه بنویسم!
از آن هایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند
یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی؟
از چه بنویسم؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟
از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟
از خاطراتی که با تو خیس شد یا از غزل هایی که هرگز خوانده نشد؟
باز از چه بنویسم؟
از چتری که هرگز زیرآن نایستادم یا از حرفهایی که هرگز بر زبان نیاوردم؟
من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم...
من دلبسته ی درختی هستم که فرصت نشد احساسمان را روی آن حک کنیم.
ای ناجی من!
ناگریز اگر قرار باشد بنویسم باید در همه سطر های دفترم حضور داشته باشی.
نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را سپید کند.
من بی قرار حرفهای ناب توام؛
حرف هایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر آفتابی با من خواهی گفت...
من از اولین روز آفرینش چشم به راه نگاه توام ...
نکند ...
نکند شــــکوفه روزی به کــــویـر دل ببـندد
نکــند پـــرش بـــــریـزد ، نکند لبــش نــخندد
نکند که ســـینه سرخی دل از آسمان بگیرد
همه جـــا بهــــار باشد گـــل من ولی بمیـرد
نکند کسی نپرسد چه خبر چه شد پــرســـتو
نکـند کـسی نـدانـد که کــجاست خانــه ی او
شب وآن هزارچشمی که دوباره می درخشد
نــکند که خـــــــواب باشم وخــدا مرا نبخشد
دوستت دارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
ستاره ی من ...
ستاره ی من...
همه چیز برای من و تو می شکفد.
اولین اندیشه ی جهان می تواند از آن ما باشد.
ما عاشقیم وبهشت برای ما آفریده شده است.
فقط تو و من !
تیر خلاص
تقدیم به دوستای نازنینم:
ببخش!
محال است آدمی چیزی به دست آورد که هرگز نبخشیده؛
پس عشــــــــقی در حد کمــــــــال ببخش
تا عشقی در حد کمال بستانی!
پنج وارونه!
پنج وارونه چه معنا دارد؟!
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت : " روی دیوار و درختان دیدم!"
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد!
آن قدر خنده برم داشت که طفلک ترسید!!!
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد،
بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد ...
دلم گرفته!
پشت دیوار همیـــن کوچه به دارم بزنید
مـن که رفتــــم بنشینید و...هوارم بزنید
بـاد هـم آگهی مـرگ مـــرا خـــواهد بــرد
بنویسید که: "بـد بودم" و جارم بـزنـــید
من از آیین شما سیر شـدم.. سیـــر شدم
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید
دســـت هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟!
خــــبر مرگ مـــرا طعـــــنه به یارم بزنید
آی! آنها!! که به بی برگی من می خندید!
مــــرد بـاشـیـد وبـیـایـیـد و کــنارم بـزنـیـد
درد مشترک
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که بخواهی ...یا چیزی چنان که بدانی...
من درد مشترکم ؛ مرا فریاد کن!
خسته ام ...
خسته ام...
خسته ای تنها و غریب در دل شب که از تکرار شبهای بی لبخند.
از تکرار ورقه های سپید تنهایی، که هر شب بی هیچ نوشته ای،
بی هیچ نقش و نگاری ورق میخورند، دلگیرم!
نمی دانم ستاره شمردنها تا به کی باید کار من باشد؟
نمی دانم به روی ایوان شب تنها نشستن ها تا به کی باید کار من باشد؟
نمی دانم به امید قاصدک شادی نشستن ها تا به کی باید همراه من باشد؟!!
چقدر در لابه لای شعله های آتش انتظار پر و بالم بسوزد
و من خاموش بمانم؟!
چقدر به آسمان ابری و تیره خیره بمانم و در حسرت ستاره ام باشم ؟
چقدر روز و شبها را بشمارم تا تو بیایی؟
...
ای عشق!
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مــزرعه ی تشنه به بــاران برسیم
یـا مــن بــرســم به یـار ... یا یـار بـه مـن
یا هــــــردو بمیریــم و به پایان بـرسیــم
مدعی
مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ی ما
غافل از آن که خدا هست در اندیشه ی ما
مثل برف
عاشقی برای نامه ای به عشق خود وقت صرف می کند
هرچه بر دلش گذشته است رنگ حرف می کند
آخرش تمام نامه را سفید می دهد
رنگ برف می کند...
برای مرضیه ی نازنینم
چه دعات گویم ای گل؟!
تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی
شده اتحاد معشوق به عاشق از تو ، رمزی
نگهی به خویشتن کن که خود آفتاب گشتی ...
برای تنها ستاره ام
من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس
بند بندم همه در حسرت یک پرواز است
به تو می اندیشم
که تو زیباتر از اندیشه ی یک پروازی !
پیشکش نخستین باز شدن چشمانت ...
بازم شادی و خنده ، گلای سرخ و میخک![]()
مـیــگن کـهنه نمـیشه: "تولـدت مبارک "![]()
تو ایـــــن روز طلایی تو اومدی به دنیــــــا وجود پـــــــاکت اومد تو جمـع خلوت مــا
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمـــون فرستاد ، خــــدا یه ماه زیبــا
یه کیک خیلی خوش طعم با دوتاشمع روشن یکی به نیت تــــــو ، یکی از طرف مــن
الهی که هــــــزار سال همینو جشن بگیریم به خـــــــاطر وجـــودت به افتخـــار بودن
بازم شادی و خنده ، گلای سرخ و میخک![]()
میگن کـــــهنه نمیشه : " تولدت مبارک "![]()
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یــــه گریه ی ساده ، به دنیا بـله گفتی
الـــهی تـــــــا همیشــــه عــــزیز همه باشی ازاون چشمی که می خوای الهی که نیفتی
واسه تـــــــولد تـــــو بـــاید دنیــــا رو آورد ستاره روسرت ریخت تورو تا آسمون برد
ایــنا یه یــــــــــــادگاری توی خـــاطره هاته ولی به شوق امروز میشه کلی قسـم خورد
بازم شادی و خنده ، گلای سرخ و میخک![]()
میگن کهنه نـمــیشه : " تولدت مبـــارک "![]()
ستاره ی من! لمس بودنت مبارک ...
تولدت مبارک !
خوش اومــــدی ستـــــــاره
اگرچه از راه دور ، هیـــچ فـــــایده ای نــــداره
شمعارو روشن کن و به جام دوتاروفوت کن
نـمیشه پیشت باشم فقط بـــرام سـکوت کن
تو دل مثــــــــــل دریــــات هــــزار تا آرزو کن
بامـــــــن عاشق از دور بمون و گفتـــگو کن
تو ایـــن روز تــــولد، عـــیده تو مــاه و مــــریـخ
این روز خوب می مونه ، همیشه توی تـاریـخ
مـــــیان برای تــبریـــک ، تمام سیـــــــاره ها
امــــــــروز چــــــراغونیه تو همه ی قصـه ها
دریـــــا به احتـرامت امروزو طوفانی نیــست
مســــافرا زود میان جاده ها طولانی نیست
خدا تو این روز خوب تو رو به ما هدیه داد
همه مث هم بودن ، فرشته شو فرستــاد
یک سبــــد عشـق آوردی از آسمـــونای دور
چه اسمی روت گذاشتن پر از شکوه و غرور
بادکنکای رنگی ، شمع و گل و فشفشه
الــــــهی زنده باشی تا آخـــــــــر همیشه
اشکـــامو پاک می کنم ؛ میگن شگون نـداره
ولی مــــــن از تو دورم چی کار کنم ستاره؟
تنــها توی اتـــــاقم با رز و شمع و میخک
به یـــــــــاد نازت میگم : تولدت مبارک!![]()
می دونم از راه دور تبریک من قبول نیست
اونم واسه ستاره ، صاحب نــمره ی بیست
اما خودت می دونی که چاره ای ندارم
مــن که به جز تو دیگه ستاره ای ندارم
تـــــــولدت پر از گـــــل ، پر از شـمعای روشن
کــاش که تو این روز پاک یه کم کنی یاد من
تولدت پر از نور !
خوش اومدی ستاره
اگــــــرچه از راه دور هیچ فایده ای نـداره