تبليغاتX
ღ مـن او نـــــــدارم ღ - رسپينا

رسپينا

 

س

ل

ا

م

يه سلام تابستوني گنده به دوستاي مهربون و نازنينم!Sun

اميدوارم حال تك تكتون خوب باشه!

قبل اين كه وبلاگ دار بشم،خيلي وقتا درباره ي خودم تو يه برگه هرچي به ذهنم مي رسيد مي نوشتم و نگهش مي داشتم تا بعد يه مدتي با يه نوشته ي جديد مقايسش كنم و ببينم چيا تغيير كرده و چيا ثابت مونده!Libra

شهريور86 از خودم يه بيوگرافي نوشتم و توش خودمو معرفي كردم.

حالا اومدم دوباره از خودم بنويسم و ببينم رسپيناي 2سال پيش الآن چه مدلي شده!

اسمم كه عوض نشده همون رسپيناست!

رسپينا تو زبان سانسكريت يعني پاييز.از يكي شنيدم اسم يه الهه هم هست!

يه خواهرچه دارم كه 10 سال از خودم كوچيكتره.

با نانان و باباييم تو يكي از شهراي شمالي زندگي مي نماييم!

(چه خانواده ي شلوغي!!!)

دنياي بزرگ اما خلوتي دارم

هر آدمي واسه ورود به دنيام بايد يك عالمه امتحان سخت پس بده.

اين يكي از خصوصيتاي تغيير ناپذير منه.

به اين چيزا علاقه دارم:

خدا

مقدساتم(؟)

قرآن خوندن و حفظ كردنش

كعبه(ديدنش يكي از بزرگ ترين آرزوهامه)

دعاي عهد،معراج،كميل،زيارت آل ياسين(واقعا" قشنگ و پر عشقن)

نماز صبح(رو روحيم خيلي تاثير داره)

چادر(انقده دوسش دارم كه نگو)

پاييز(زيباترين فصل ساله تو نگاهم)

گلاي خوشگلFlower(نرگس،رز،كاكتوس ...)

ستاره شناسي(تو برنامه هام هست كه تلسكوپ بخرم حتما"!Night)

بارون و كوير(چه تفاهمي!!)

عينكم(تا حالا شونصد تا عينك عوض كردم)

قورباغه و جوجه(تنها حيوونايي كه دوسشون دارم.

البته از قورباغه ي واقعي مي ترسم در عوض كلي عروسك قورغابه دارم!)

معماري(دعا كنيد كه سال بعد قبول بشم)

رياضيات(يه قسمت بزرگ و قشنگ زندگيمو تشكيل داده)

وبلاگامComputer(من او ندارم،پاييز،رسپينا،گل نرگس،عشق يعني جز خدا را بي خيال، و ...)

دف زدن و صداي دف(روحمو سبك مي كنه)

ساعت(10 تا ساعت تو اتاقم دارم!)

مسواك و صابون(به به!چه دختر تميزناكي!!)

عكاسي(عكاسي منظره رو خيلي دوست دارم)

لاك زدن ناخن و ناخناي بلند!(نيازي به توضيح هست؟!!)

كامي جونمComputer(كامپيوتر عزيزم!خيلي باهام را مياد و تحملم مي كنه!)

اتاقم(با هيچ جاي دنيا عوضش نمي كنم.نقطه نقطشو دوست دارم.

پر آرامشه)

جوراب پوشيدن(جوراب رنگ روشن و ترجيحا" سفيد هم از چيزاي مورد علاقمه!)

همه ي كتابامReading a Book(مخصوصا" كيمياگر پائولو كوئيلو،

لطفا" گوسفند نباشيد و نجوم به زبان ساده)

آشپزي(از شاگرداي موفقم يانگوم جان بوده!!!

ولي بي شوخي آشپزي تنها كار زنونه اي هست كه دوست دارم انجام بدم.

بيچاره آقاي همسر!)

واليبال،شنا،كاراته و فوتبال(هر 4تاشو امتحان كردم شكر خدا!

كوچيك كه بودم كلي از وقت خاله بازيمو به فوتبال اختصاص مي دادم.

دبيرستانم كه بوديم يه چند باري فوتبال بازي نموديم!

من وپريسا نصرتي و مهرآسا كاظميان كه بعدا" به ميداوودي تغيير نام داد و سوشا تيموريان!

عاطفه مهدوي كيا و ...يادتونه بچه ها؟!!

كلاس كاراته هم رفتم چند جلسه.

قديما استخرم مي رفتم و شنا بلد بودم اما حالا يادم رفته.دوباره امسال ميرم به اميد خدا.

واليبالم كه ديگه هيچي!عشق است!)

دوچرخه سواري(تا سوم راهنمايي تو شهر سوار مي شدم اما حالا روم نميشه ديگه)

دريا و جنگلHanging

(خوشحالم كه به دريا نزديكم.رو به روي خونمونم يه جنگل خيلي خوشگل داره)

ميوه ها رو كلا" دوست دارم مخصوصا" هلو و موز

(آب ميوه و شكلات و اينا رو با طعم هلو دوست دارم فقط!)

ترانه خوندن(بيشتر واسه نانانم مي خونم)

مشاعره(رقيب مي خوام،كسي هست؟!!)

شعر خوندن(شعراي حافظ،سهراب،قيصر امين پور )

كاراي مردونه و فني(لوله كشي،تعميرات وسايل برقي و ...گرچه فكر كنم به ظاهرم اصلا" نمياد ولي علاقه دارم ديگه،چه كنم؟)

ني ني هاي تپلBaby Girl(واااااااااي.كلا" مي ريزم به هم وقتي يه ني ني خوشمل مي بينم)

رقص عربي(خودم بلد نيستم اما دوست دارم!)

از تنقلاتم خيلي خوشم مياد كلهم

(مخصوصا" بستني،ترشك،لواشك،كرانچي،چيپس، شكلات كاكئويي و پسته)

 

از اين چيزا به شدت بدم مياد:

دروغ(از طرف عزيز ترين آدم دنيام هم كه باشه هاپو ميشم!)

منتظر موندن(آقا بهرام يادآوري كرد!)

غلط املايي،شعر غلط غلوط و بي وزن و قافيه.

همه ي جك و جونوراي دنيا(ازشون بي نهايت،فراتر از تصوراتتون مي ترسم.

مخصوصا" حشرات و خزنده ها(پروانه،حلزون و كرم ...وااااااااايييييي!!!)

آدماي بي منطق كه هيچي حاليشون نيست،

تلفني حرف زدن با آدمايي كه حوصلشونو ندارم و يه جورايي نمي دونم چي بايد بهشون بگم

از كسايي كه سعي دارن واسم تصميم بگيرن و تو كارام دخالت مي كنن

با اين كه مي دونن من اصلا" دختر حرف گوش كني نيستم شايدم نمي دونن!!

اين كه وقتي رو يه كاري تمركز كردم،چيزي يا كسي باعث شه تمركزم به هم بريزه

 به شدت منو هاپو مي كنه!(مخصوصا" وقت رياضي خوندنReading a Book)

آدماي كثيف(خيلي خيلي به بوي بد حساسم)

پسرايي كه شلوار لي و كفش مردونه رو باهم مي پوشن،

مانتو و شلوار بلند،

دخترايي كه روز عقدشون موهاشونو رنگ و مش مي كنن اونم طلايي!!!

(ميشن عين پيرزناي شصت ساله)

روابط خارج از حد قبل از ازدواج كه عين خوره افتاده به جون اين جوونا)

تاريخ معاصر(سال سوم داشتيم،

ساعت مرگ من بود اون ساعت با اين كه دبيرشو دوست داشتم)

از همرنگ جماعت شدن هم بدم مياد

(از هرچيزي كه باعث شه اين طوري به نظر بيام به شدت پرهيز مي كنم

 مثل:تماشاي سريالاي كره اي!پوشيدن رنگ سال و ...)

نشستن پيش خانوما تو مهمونيا و شنيدن حرفاي خاله زنكي

(واسه من كه ورزش و علم و سياست جالبه،شنيدن حرفايي مثل رنگ مو و آرايش و لباس و اينا خود شكنجه ست واسه همين اصولا" سعي مي كنم پيش بابام و شوهرخالم و اينا بشينم!)

كاراي زنونه و ظريف(خياطي،گلدوزي،ظرف شستن و ...)

تك زنگ طولاني(وقتي بد جنس ميشم،مي گيرم كه حال طرف گرفته شه!)

sms  تكراري!

مجسمه ها و تابلوهاي زشتPainter

آدماي خنثي و زيادي ساكت(شايد از بس خودم شيطونم اين جوريه!)

جكاي بي ادبانه(؟!)و جكايي كه توش توهين به يه قشر خاص،فرد خاص يا مذهب خاص وجود داره.

روبوسي با آدماي چسبناك و كثيف!

(كلا" دوست دارم اونايي رو كه برام عزيزن،ببوسم.معمولا" موقع روبوسي جيم ميشم!)

انواع كاج و سرو

مزاحم تلفني و خيابوني 

آب هويج

نصيحت و سفارش شنيدن اونم از نوع تكراريش

در كل از چيزاي تكراري متنفرم(حرف،فيلم،...)

فعلا" چيز ديگه اي به ذهنم نمي رسه!ببخشيد كه طولاني شد!

پر انرژي و نارنجي باشيد مثل فصل قشنگ پاييز

التماس دعا

ياعلي

سكوت رسپينا شكست درسه شنبه 2 تیر1388تو يه ساعت عجيب مثل21:54 |